شاخصِ قدرتِ نسبی (RSI): معنی، محاسبه و سیگنالها
RSI یک نوساننمای مومنتمی است که سرعت و اندازهی تغییراتِ اخیرِ قیمت را میسنجد و عددی بینِ ۰ تا ۱۰۰ نشان میدهد. معمولاً عددِ بالایِ ۷۰ را «خرید بیش از حد» و عددِ زیرِ ۳۰ را «فروش بیش از حد» در نظر میگیرند.
شاخصِ قدرتِ نسبی (RSI) چیست؟
شاخصِ قدرتِ نسبی یکی از پرکاربردترین ابزارهای تحلیلِ تکنیکال است. این شاخص به شکلِ یک خطِ نوسانی در پنجرهای زیرِ نمودارِ قیمت نمایش داده میشود و نشان میدهد در چند کندلِ اخیر، سهمِ حرکتهای صعودی نسبت به حرکتهای نزولی چقدر بوده است.
جی. ولز وایلدر این شاخص را در سالِ ۱۹۷۸ در کتابِ «مفاهیمِ جدید در سیستمهای معاملاتیِ تکنیکال» معرفی کرد. امروز تقریباً در همهی پلتفرمهای معاملاتی و کارگزاریها در دسترس است.
RSI فقط برایِ تشخیصِ «خرید بیش از حد» و «فروش بیش از حد» نیست. با این اندیکاتور میتوان جاهایی را هم پیدا کرد که بازار آمادهی برگشتِ روند یا یک اصلاحِ کوتاهِ قیمتی است.
نکتههای کلیدی
• RSI در بیشترِ کارگزاریها و سایتهای معاملاتی در دسترس است و معمولاً زیرِ نمودارِ قیمت رسم میشود.
• عددِ بالایِ ۷۰ معمولاً «خرید بیش از حد» و عددِ زیرِ ۳۰ «فروش بیش از حد» در نظر گرفته میشود.
• بعضی معاملهگران پایینآمدنِ خط از ۷۰ را سیگنالِ فروش و بالاآمدنِ آن از ۳۰ را سیگنالِ خرید میدانند.
• RSI در بازارِ نوسانی (بدونِ روندِ مشخص) بهتر از بازار با روندِ قوی کار میکند.
RSI چگونه کار میکند؟
RSI قدرتِ حرکتهای صعودی را با قدرتِ حرکتهای نزولی در همان بازه مقایسه میکند. هرچه حرکتهای صعودی بیشتر و بزرگتر باشند، عدد بالاتر میرود؛ و هرچه حرکتهای نزولی بیشتر و بزرگتر باشند، عدد پایینتر میآید. مقایسهی این عدد با حرکتِ قیمت به تحلیلگر کمک میکند ادامهی مسیر را بهتر پیشبینی کند. با این حال بهتر است آن را همراهِ ابزارهای دیگر به کار ببرید.
محاسبهی RSI
محاسبهی RSI سه کارِ ساده دارد: جدا کردنِ صعودها و نزولها، میانگین گرفتن، و تبدیلِ نتیجه به عددی بینِ صفر تا صد. بیشترِ نرمافزارهای معاملاتی این محاسبه را خودکار انجام میدهند، اما فهمیدنِ آن کمک میکند اندیکاتور را درست بخوانید.
قدمِ اول — صعود و نزولِ هر روز را جدا کنید: هر روز را با روزِ قبلش مقایسه کنید. اگر قیمت بالا رفته، مقدارِ بالارفتن را «صعود»ِ آن روز بنویسید و نزول را صفر بگذارید. اگر قیمت پایین آمده، مقدارِ پایینآمدن را «نزول»ِ آن روز بنویسید (بهصورتِ عددِ مثبت) و صعود را صفر بگذارید. در هر روز فقط یکی از این دو عدد مقدار دارد.
مثال: قیمتِ پایانیِ پنج روزِ پشتسرهم را در جدولِ زیر میبینید.
| روز | قیمتِ پایانی | تغییر | صعود | نزول |
|---|---|---|---|---|
| ۱ | ۱۰۰ | — | — | — |
| ۲ | ۱۰۳ | ۳ واحد بالا | ۳ | ۰ |
| ۳ | ۱۰۱ | ۲ واحد پایین | ۰ | ۲ |
| ۴ | ۱۰۵ | ۴ واحد بالا | ۴ | ۰ |
| ۵ | ۱۰۴ | ۱ واحد پایین | ۰ | ۱ |
قدمِ دوم — میانگین بگیرید: صعودهای ۱۴ روزِ اخیر را جمع کنید و بر ۱۴ تقسیم کنید؛ این «میانگینِ صعود» است. همین کار را برای نزولها انجام دهید تا «میانگینِ نزول» به دست آید. (عددِ ۱۴ پیشفرضِ رایج است و میتوان آن را تغییر داد.)
قدمِ سوم — دو میانگین را با هم مقایسه کنید: میانگینِ صعود را بر میانگینِ نزول تقسیم کنید. این عدد «قدرتِ نسبی» (RS) نام دارد و نشان میدهد صعودها چند برابرِ نزولها بودهاند. هرچه بزرگتر باشد، خریداران قویترند.
قدمِ چهارم — عدد را به بازهی صفر تا صد ببرید: قدرتِ نسبی میتواند هر عددی باشد؛ برای همین آن را با فرمولِ زیر به بازهی صفر تا صد میآوریم. این فرمول فقط یک تبدیل است و همهی مراحلِ بالا را در خود دارد:
| عبارت | معنی |
|---|---|
| RSI | شاخصِ قدرتِ نسبی |
| RS | قدرتِ نسبی (میانگینِ صعود تقسیم بر میانگینِ نزول) |
| Average Gain | میانگینِ صعود |
| Average Loss | میانگینِ نزول |
خروجیِ فرمول همیشه بینِ صفر و صد میماند: اگر در همهی روزها قیمت بالا رفته باشد (نزول صفر)، نتیجه ۱۰۰ میشود؛ اگر صعود و نزول برابر باشند، نتیجه ۵۰ میشود یعنی تعادل؛ اگر در همهی روزها قیمت پایین آمده باشد (صعود صفر)، نتیجه صفر میشود.
| مرحله | محاسبه | نتیجه |
|---|---|---|
| میانگینِ صعود | هفت بار ۱٪، تقسیم بر ۱۴ | ۰.۵٪ |
| میانگینِ نزول | هفت بار ۰.۸٪، تقسیم بر ۱۴ | ۰.۴٪ |
| قدرتِ نسبی | ۰.۵ تقسیم بر ۰.۴ | ۱.۲۵ |
| عددِ نهایی | ۱۰۰ منهای (۱۰۰ تقسیم بر ۲.۲۵) | حدودِ ۵۵.۵۶ |
میانگینِ هموارِ وایلدر
آنچه تا اینجا گفتیم فقط برایِ شروعِ محاسبات است، یعنی برای ۱۴ کندلِ اول. از کندلِ پانزدهم به بعد، دیگر هر بار ۱۴ کندلِ اخیر از اول جمع و تقسیم نمیشود. بهجایِ آن، این کارها انجام میشود:
۱. میانگینِ قبلی را برمیدارند و در ۱۳ ضرب میکنند.
۲. مقدارِ صعود (یا نزول)ِ کندلِ جدید را به آن اضافه میکنند.
۳. حاصل را بر ۱۴ تقسیم میکنند تا میانگینِ جدید به دست آید.
این کار را جداگانه برایِ صعود و برایِ نزول انجام میدهند و بعد با میانگینهای جدید، دوباره قدرتِ نسبی و RSI را حساب میکنند. این روش را «میانگینِ هموارِ وایلدر» مینامند و باعث میشود RSI نرمتر تغییر کند و فقط در بازارهایِ خیلی روندی به ۱۰۰ یا صفر نزدیک شود. فرمولِ آن این است:
یعنی میانگینِ جدید برابر است با «سیزده قسمت از میانگینِ دیروز بهعلاوهی یک قسمت از دادهی امروز، تقسیم بر ۱۴».
| مرحله | محاسبه | نتیجه |
|---|---|---|
| میانگینِ صعودِ جدید | سیزده بار ۰.۵ بهعلاوهی ۲، تقسیم بر ۱۴ | حدودِ ۰.۶۱ |
| میانگینِ نزولِ جدید | سیزده بار ۰.۴ بهعلاوهی ۰، تقسیم بر ۱۴ | حدودِ ۰.۳۷ |
| قدرتِ نسبی | ۰.۶۱ تقسیم بر ۰.۳۷ | حدودِ ۱.۶۳ |
| عددِ نهایی | ۱۰۰ منهای (۱۰۰ تقسیم بر ۲.۶۳) | حدودِ ۶۲ |
رسمِ RSI روی نمودار
پس از محاسبه، RSI معمولاً در پنجرهای جدا و زیرِ نمودارِ قیمت رسم میشود.
نمودارِ توضیحی با دادهی نمونه؛ نه از بازارِ واقعی
در یک روندِ صعودیِ قوی، RSI ممکن است مدتها در ناحیهی «خرید بیش از حد» بماند؛ و در یک روندِ نزولیِ قوی هم ممکن است مدتها در ناحیهی «فروش بیش از حد» بماند. این موضوع برایِ تازهکارها گیجکننده است. راهحلِ آن، بررسیِ شاخص در بسترِ روندِ اصلی است.
مثالِ واقعی: RSI روزانهی سهامِ اپل. بالایِ ۷۰ ناحیهی «خرید بیش از حد» و زیرِ ۳۰ ناحیهی «فروش بیش از حد» است. در اوایلِ آوریل RSI از ۳۰ پایینتر رفته و پس از آن قیمت برگشته است.
چرا RSI مهم است؟
• به پیشبینیِ رفتارِ احتمالیِ قیمت کمک میکند.
• اعتبارِ روندها و برگشتهای روند را میسنجد.
• ناحیههای «خرید بیش از حد» و «فروش بیش از حد» را نشان میدهد.
• برای معاملهگرانِ کوتاهمدت سیگنالِ خرید و فروش میدهد.
• در کنارِ ابزارهای دیگر میتواند بخشی از یک استراتژیِ معاملاتی باشد.
RSI و روند
سطحها را با روند هماهنگ کنید
برای خواندنِ درستِ RSI باید روندِ اصلیِ قیمت را شناخت. کنستنس براون، تحلیلگرِ شناختهشدهی تکنیکال، میگوید در روندِ صعودی، «فروش بیش از حد» واقعی معمولاً بالاتر از ۳۰ رخ میدهد و در روندِ نزولی، «خرید بیش از حد» خیلی پایینتر از ۷۰ قرار دارد. به همین دلیل در یک روندِ نزولی، قلههای RSI بهجای ۷۰ معمولاً نزدیکِ ۵۰ متوقف میشوند و همین میتواند سیگنالِ نزولیِ قابلِاعتمادتری باشد.
بسیاری از معاملهگران در روندهای قوی، سطحهای افقیِ ۳۰ و ۷۰ را رویِ شاخص جابهجا میکنند تا روندِ کلی و نقاطِ افراطی را بهتر ببینند. اما وقتی قیمت در یک کانالِ افقی یا محدودهی نوسانی میماند، معمولاً لازم نیست سطحها را جابهجا کنید.
مثالِ واقعی: در یک روندِ صعودی، خطِ «خرید بیش از حد» تا ۸۰ بالا رفته و محدودهی RSI با روند هماهنگ شده است.
نمودارِ توضیحی با دادهی نمونه؛ محدودهها پیشنهادهایِ رایجاند، نه قانونِ قطعی
مهمتر از همه: RSI در بازارِ نوسانی قابلِاعتمادتر از بازار با روندِ قوی است. در روندهایِ قوی بیشترِ سیگنالهایِ آن کاذباند و بسیاری از معاملهگران این را میدانند.
سیگنال را همجهت با روند بگیرید
نکتهی مرتبطِ دیگر این است که سیگنالها را همجهت با روند بگیرید: سیگنالِ صعودی را بیشتر زمانی که قیمت در روندِ صعودی است و سیگنالِ نزولی را بیشتر زمانی که قیمت در روندِ نزولی است. این کار هشدارهایِ کاذبی را که RSI در بازارِ روندی میدهد کم میکند.
سیگنالهای صعودی و نزولیِ RSI
سادهترین برداشت از RSI این است: وقتی از ۷۰ بالاتر میرود، دارایی به ناحیهی «خرید بیش از حد» رسیده و ممکن است قیمت برگردد؛ و وقتی از ۳۰ پایینتر میرود، به ناحیهی «فروش بیش از حد» رسیده و ممکن است قیمت بالا بیاید.
سیگنالِ نزولی: اگر RSI از ۷۰ بالاتر برود و دوباره زیرِ ۷۰ بیاید، یعنی خریداران خسته شدهاند و فروشندگان دارند جلو میآیند.
سیگنالِ صعودی: اگر RSI از ۳۰ پایینتر برود و دوباره بالایِ ۳۰ برگردد، یعنی فشارِ فروش تمام شده و خریداران برمیگردند.
تفسیرِ محدودهیِ RSI در روند
رفتارِ RSI در روندِ صعودی و نزولی فرق دارد:
• در یک روندِ صعودیِ قوی، RSI معمولاً بالایِ ۳۰ میماند و بارها به ۷۰ یا بالاتر میرسد.
• در یک روندِ نزولیِ قوی، RSI معمولاً بینِ ۱۰ تا ۶۰ حرکت میکند و بهندرت از ۷۰ بالاتر میرود.
از همینجا یک نشانهی هشدار به دست میآید: اگر در روندِ صعودی، RSI دیگر به ۷۰ نرسد و بعد زیرِ ۳۰ بیاید، احتمالاً روندِ صعودی در حالِ شکستهشدن است. برعکس، اگر در روندِ نزولی، RSI دیگر به ۳۰ نرسد و بعد بالایِ ۷۰ برود، ممکن است روندِ نزولی تمام شده باشد.
واگرایی در RSI
واگرایی یعنی قیمت و RSI در یک جهت حرکت نمیکنند. چون RSI سرعتِ حرکت را میسنجد، وقتی قیمت هنوز بالا یا پایین میرود ولی سرعتش کم شده، این اختلاف رویِ RSI دیده میشود.
واگراییِ نزولی: قیمت اوجِ بالاتری میسازد، اما RSI اوجِ پایینتری. یعنی صعود ادامه دارد ولی قدرتِ آن کم شده و ممکن است قیمت برگردد و پایین بیاید.
واگراییِ صعودی: قیمت کفِ پایینتری میسازد، اما RSI کفِ بالاتری. یعنی فشارِ فروش ضعیف شده و ممکن است قیمت از پایین برگردد.
نمودارِ توضیحی با دادهی نمونه؛ نه از بازارِ واقعی — خطچینها شیبِ قیمت و شیبِ RSI را نشان میدهند؛ جهتشان مخالفِ هم است.
مثالِ واقعیِ واگراییِ صعودی: کفهای قیمت پایینتر میشوند ولی کفهای RSI بالاتر؛ بعد از آن قیمت به بالا برمیگردد. برای دیدنِ واگرایی، فقط «قلهها» (در واگراییِ نزولی) یا فقط «درهها» (در واگراییِ صعودی) را به هم وصل کنید و ببینید شیبِ خطِ قیمت و شیبِ خطِ RSI مخالفِ هم هست یا نه.
بازگشتهایِ مثبت و منفی و رد نوسان
سه الگویِ دیگر هم وجود دارد که معاملهگران رویِ RSI دنبال میکنند. در این الگوها، علاوه بر محدودههای ۳۰ و ۷۰، به شکلِ خودِ خطِ RSI هم نگاه میشود.
بازگشتِ منفی
بازگشتِ منفی وقتی رخ میدهد که RSI از اوجِ قبلیِ خودش بالاتر برود، اما همزمان قیمت اوجِ پایینتری بسازد. این حالت نشانهیِ نزولی و سیگنالِ فروش حساب میشود.
بازگشتِ مثبت
بازگشتِ مثبت وقتی رخ میدهد که RSI کفِ پایینتری از کفِ قبلیِ خودش بسازد، اما همزمان قیمت کفِ بالاتری بسازد. این حالت نشانهیِ صعودی و سیگنالِ خرید حساب میشود.
رد نوسان (سوینگ ریجکشن)
این الگو فقط رویِ خودِ RSI تشخیص داده میشود و چهار گام دارد. رد نوسانِ صعودی (سیگنالِ خرید) به این شکل است:
۱. RSI به زیرِ ۳۰ میرود (ناحیهی «فروش بیش از حد»).
۲. دوباره از ۳۰ بالاتر میآید و یک قله میسازد.
۳. کمی پایین میرود، اما این بار زیرِ ۳۰ نمیرود.
۴. قلهیِ گامِ دو را میشکند. همین شکست، نشانهیِ خرید است.
رد نوسانِ نزولی همینِ مراحل است، وارونه و از بالایِ ۷۰ — نمودارِ توضیحی با دادهی نمونه
مثالِ واقعیِ رد نوسانِ صعودی (نمودارِ یکدقیقهای): ۱. RSI به ناحیهی ۳۰ میرسد، ۲. بالا میآید، ۳. دوباره کمی پایین میرود ولی زیرِ ۳۰ نمیرسد، ۴. قلهیِ قبلی را میشکند و قیمت بالا میرود.
رد نوسانِ نزولی (سیگنالِ فروش) همین چهار گام است، اما بهصورتِ وارونه:
۱. RSI به بالایِ ۷۰ میرود.
۲. دوباره از ۷۰ پایینتر میآید و یک دره میسازد.
۳. کمی بالا میرود، اما این بار به ۷۰ نمیرسد.
۴. کفِ گامِ دو را میشکند. این نشانهیِ فروش است.
مثالِ واقعیِ رد نوسانِ نزولی: ۱. RSI به ۷۰ میرسد، ۲. از آن پایین میآید، ۳. قلهیِ دیگری میسازد ولی به ۷۰ نمیرسد، ۴. کفِ قبلی را میشکند و قیمت به پایین میرود.
این الگو نشان میدهد که حتی بدونِ نگاهکردن به قیمت، خودِ RSI میتواند تغییرِ قدرت را نشان دهد. مثلِ بقیهیِ الگوها، بهتر است آن را با تشخیصِ روند و سطحهایِ قیمت ترکیب کنید.
تحلیلِ چند تایمفریمی با RSI
یک بازار را روی تایمفریمهایِ مختلف میتوان دید و هر تایمفریم تصویرِ متفاوتی نشان میدهد. RSI هم روی هر تایمفریم عددِ جداگانهای دارد: ممکن است RSIِ یکساعته زیرِ ۳۰ باشد و همزمان RSIِ روزانه بالایِ ۵۰. نگاهکردنِ فقط به یک تایمفریم، نیمی از تصویر را نشان میدهد.
چرا باید تایمفریمِ بالاتر را هم چک کنیم؟
تایمفریمِ بالاتر روندِ اصلی را نشان میدهد. سیگنالی که روی تایمفریمِ پایین میبینید معمولاً یک نوسانِ کوچک داخلِ یک حرکتِ بزرگتر است. مثلاً RSIِ پانزدهدقیقهای از ۳۰ برمیگردد و سیگنالِ خرید میدهد، اما روی نمودارِ روزانه روندِ نزولیِ قویست؛ احتمالاً این فقط یک مکثِ کوتاه قبل از ادامهیِ ریزش است. این همان قاعدهیِ همجهتشدن با روند است — تایمفریمِ بالاتر همان چیزیست که مشخص میکند «روند» چیست.
سیگنالهایِ تایمفریمِ بالاتر نویزِ کمتری دارند. تایمفریمهایِ کوتاه پر از حرکتهایِ ریز و سیگنالهایِ کاذباند. در تایمفریمِ بالاتر هر کندل خلاصهیِ حرکتهایِ بیشتریست؛ پس ناحیههایِ «خرید بیش از حد» و «فروش بیش از حد»، و همچنین واگراییها، وزنِ بیشتری دارند.
مثلِ نقشهیِ بزرگ و نقشهیِ محلی است. تایمفریمِ بالاتر مسیرِ کلی را نشان میدهد و تایمفریمِ پایینتر نقطهیِ ورودِ دقیقتر را؛ یکی بدونِ دیگری ناقص است.
کدام تایمفریمها را کنارِ هم ببینیم؟
یک قاعدهیِ سرانگشتیِ رایج این است که تایمفریمِ بالاتر حدودِ چهار تا شش برابرِ تایمفریمِ معاملهیِ شما باشد. این قانون قطعی نیست و فقط نقطهیِ شروعِ خوبیست:
| تایمفریمِ معامله | تایمفریمِ بالاتر برایِ بررسی |
|---|---|
| ۵ دقیقه | ۱ ساعت |
| ۱۵ دقیقه | ۱ ساعت یا ۴ ساعت |
| ۱ ساعت | ۴ ساعت یا روزانه |
| ۴ ساعت | روزانه یا هفتگی |
چند حالتِ رایج
هر دو همجهتاند: RSIِ روزانه بالایِ ۵۰ است و قیمت در روندِ صعودی قرار دارد؛ RSIِ یکساعته از ۳۰ برمیگردد. سیگنالِ خرید در تایمفریمِ پایین با روندِ بزرگتر هماهنگ است و قابلِاعتمادتر.
مخالفِ هماند: روندِ روزانه نزولیست و RSIِ یکساعته سیگنالِ خرید میدهد. بهتر است احتیاط کنید، حجمِ معامله را کم کنید یا منتظرِ تأیید بمانید.
واگرایی در تایمفریمِ بالاتر: واگرایی رویِ RSIِ چهارساعته یا روزانه معمولاً مهمتر از واگرایی رویِ RSIِ پنجدقیقهایست، چون رویِ بازهیِ بزرگتری از بازار شکل گرفته است.
نکتههایِ تکمیلی: نگاهِ جان هایدن به RSI
جان هایدن (John Hayden) در کتابِ «RSI: The Complete Guide» (۲۰۰۴) نگاهِ کاربردیتری به این اندیکاتور دارد. در ادامه، مهمترین ایدههایِ او را خلاصه و با زبانِ ساده بازگو کردهایم. اینها دیدگاهِ یک تحلیلگرند، نه قانونِ قطعی؛ پس پیش از استفاده، رویِ دادهیِ قدیمی آزمایششان کنید.
حساسترین بخشِ RSI کجاست؟
عددِ RSI خطی نیست. هرچه به ۱۰۰ یا ۰ نزدیکتر شوید، برایِ کمی جلوتر رفتن به حرکتِ خیلی بزرگتری نیاز است — دلیلش فرمول است: RSI از نسبتِ میانگینِ صعودها به نزولها (همان RS) ساخته میشود:
| عددِ RSI | صعودها چند برابرِ نزولها هستند؟ |
|---|---|
| ۵۰ | برابرِ ۱ |
| ۶۰ | برابرِ ۱.۵ |
| ۷۰ | حدودِ ۲.۳ برابر |
| ۸۰ | برابرِ ۴ |
| ۹۰ | برابرِ ۹ |
به همین دلیل، رفتن از ۵۰ به ۶۰ آسان است ولی از ۸۰ به ۹۰ بسیار سخت. هایدن میگوید ناحیهیِ ۴۰ تا ۶۰ حساسترین بخش است و تغییرهایِ کوچکش معنی دارند. نکتهیِ دیگر اینکه RSI به تاریخچهیِ کافی نیاز دارد: هرچه دادهیِ بیشتری رویِ نمودار باشد، عدد دقیقتر است — او حدودِ ۹۰ کندل را حداقل و ۲۰۰ کندل را مناسب میداند.
بازههایِ ۸۰-۴۰ و ۶۰-۲۰
هایدن بهجایِ ۷۰ و ۳۰ ثابت، به بازهای نگاه میکند که RSI در هر روند در آن حرکت میکند:
روندِ صعودی: RSI بیشتر بینِ حدودِ ۴۰ و ۸۰ میماند و برگشتهایش معمولاً نزدیکِ ۴۰ تا ۵۰ متوقف میشود.
روندِ نزولی: RSI بیشتر بینِ حدودِ ۲۰ و ۶۰ میماند و بالارفتنهایش نزدیکِ ۵۰ تا ۶۰ متوقف میشود.
تغییرِ بازه: اگر در روندِ صعودی RSI بهطورِ جدی زیرِ ۴۰ برود، یا در روندِ نزولی بالایِ ۶۰ برود، احتمالِ تغییرِ روند بیشتر میشود.
واگرایی: بازگشت یا فقط خستگی؟
هایدن چند نکته دربارهیِ واگرایی دارد که از بدفهمیهایِ رایج جلوگیری میکند:
• واگراییِ نزولی در یک روندِ صعودی (و واگراییِ صعودی در یک روندِ نزولی) معمولاً نشانهیِ خستگیِ روند است، یعنی توقف یا اصلاح؛ لزوماً برگشتِ کامل نیست.
• هرچه فاصلهیِ بینِ دو قله (یا دو دره) کمتر باشد، یعنی تعدادِ کندلهایِ بینِ آنها کم باشد، سیگنال قویتر است. فاصلهیِ ۲ تا ۴ کندل قوی، ۵ تا ۱۵ کندل متوسط، و بیش از آن ضعیف حساب میشود.
• چند واگراییِ پشتِسرِهم در تایمفریمِ بزرگتر جدیتر از یک واگراییِ تنها در تایمفریمِ کوچک است.
• واگراییِ پنهان نشانهیِ ادامهیِ روند است، نه برگشت — مثلاً در روندِ صعودی، قیمت کفِ بالاتری میسازد ولی RSI کفِ پایینتری؛ در روندِ نزولی برعکس.
نقطهیِ بازگشتِ ناهماهنگیِ مومنتوم (MDRP)
این الگو را اندرو کاردول معرفی کرده و هایدن آن را مهمترین کاربردِ RSI میداند. ایدهاش ساده است: در یک روندِ صعودی، قیمت یک اصلاحِ کوچک میکند و کفِ بالاتری از کفِ قبلی میسازد، اما RSI در همان لحظه کفِ پایینتری از کفِ قبلیِ خودش میسازد. یعنی قیمت بهتر است ولی مومنتوم ضعیفتر؛ این ناهماهنگی نشان میدهد اصلاح در حالِ تمامشدن است و روندِ صعودی باید ادامه پیدا کند. در روندِ نزولی، حالتِ وارونه رخ میدهد.
تا وقتی RSI از کفش برنگشته، الگو «آزمایشی» است؛ وقتی به سمتِ بالا برمیگردد، «قطعی» میشود.
مثال: کفِ اول در قیمتِ ۱۰۰ و اوجِ بینِ دو کف ۱۱۰ بوده و کفِ دوم در قیمتِ ۱۰۳ ثبت شده است. اختلافِ دو کف ۳ است، پس هدف برابرِ ۱۱۰ + ۳ = ۱۱۳ میشود. هایدن میگوید اگر قیمت در پایانِ یک کندل به این هدف نرسد، احتمالاً روند تمام شده است. او همچنین توصیه میکند حدِ ضرر را نزدیکِ آخرین کف بگذارید و سودِ احتمالی دستکم سه برابرِ ضررِ احتمالی باشد.
میانگینِ متحرک و تنظیمِ دوره
برخی معاملهگران رویِ خودِ خطِ RSI یک میانگینِ متحرک میکشند. هایدن از ترکیبِ میانگینِ سادهیِ ۹ و میانگینِ وزنیِ ۴۵ استفاده میکند: وقتی میانگینِ کوتاه بالایِ بلند است، شرایط صعودیتر است و برعکس.
دربارهیِ دوره هم، ۱۴ پیشفرضِ خوبیست؛ ۹ برایِ معاملههایِ کوتاهمدت و ۲۵ برایِ نتیجهیِ نرمتر مناسبتر است. دورهیِ کوتاهتر نوسانِ بیشتری ایجاد میکند و سیگنالهایِ بیشتری هم میدهد.
تفاوتِ RSI با مکدی
مکدی (میانگینِ متحرکِ همگرا و واگرا) هم یک ابزارِ روندنما و سنجشِ مومنتم است، اما از مسیرِ دیگری به نتیجه میرسد:
مکدی: میانگینِ نماییِ ۱۲روزه منهایِ میانگینِ نماییِ ۲۶روزه، خطِ مکدی را میسازد. میانگینِ نماییِ ۹روزهیِ این خط، «خطِ سیگنال» است. وقتی مکدی از خطِ سیگنال بالاتر میرود، نشانهیِ خرید و وقتی پایینتر میآید، نشانهیِ فروش است.
RSI: میانگینِ سودها و زیانهایِ ۱۴ دورهیِ اخیر را با هم مقایسه میکند و عددی بینِ صفر تا صد میدهد.
هر دو مومنتم را میسنجند، اما جنبههایِ متفاوتی از آن را نشان میدهند؛ برای همین گاهی نتیجهیِ متضاد میدهند. مثلاً ممکن است RSI مدتی طولانی بالایِ ۷۰ بماند (دارایی در ناحیهی «خرید بیش از حد» باشد) و در همان زمان مکدی نشان دهد مومنتمِ خرید هنوز در حالِ افزایش است. به همین دلیل تحلیلگران معمولاً هر دو را با هم به کار میبرند تا تصویرِ کاملتری به دست آورند.
محدودیتهایِ RSI
با روندِ بلندمدت همجهت شوید: مثلِ بیشترِ ابزارهایِ تحلیلِ تکنیکال، سیگنالهایِ RSI وقتی با روندِ اصلی همجهت باشند قابلِاعتمادترند.
سیگنالِ برگشتِ واقعی کم پیش میآید: تشخیصِ آن از هشدارِ اشتباه سخت است. مثلاً ممکن است بلافاصله بعد از یک سیگنالِ خرید، قیمت ناگهان افت کند؛ یا بعد از یک سیگنالِ فروش، قیمت شتاب بگیرد و بالا برود.
در بازارِ نوسانی بهتر کار میکند: چون RSI مومنتم را نشان میدهد، وقتی دارایی مومنتمِ قوی در یک جهت دارد، میتواند مدتها در محدودهیِ «خرید بیش از حد» یا «فروش بیش از حد» بماند. بیشترین کارآییِ RSI در بازاری است که بینِ یک سقف و یک کف رفتوآمد میکند.
چه عددی برای RSI مناسب است؟
این پرسش دو معنی دارد: یکی دورهیِ محاسبه و دیگری سطحهایِ خودِ RSI.
دورهیِ محاسبه
انتخابِ دوره به سبکِ معامله، بازهیِ زمانی و شرایطِ بازار بستگی دارد:
| دوره | ویژگی |
|---|---|
| ۱۴ (پیشفرض) | واکنشی متعادل به تغییراتِ قیمت دارد و برایِ نوسانگیری و معاملهیِ میانمدت مناسب است. |
| ۵ تا ۹ (کوتاه) | RSI حساستر میشود و جابهجاییهایِ سریع را زودتر نشان میدهد. برایِ معاملهگرانِ روزانه مناسب است، اما نویزِ بیشتری دارد. |
| ۲۱ تا ۳۰ (بلند) | RSI آرامتر میشود و برایِ سرمایهگذارانِ بلندمدتی که دنبالِ روندهایِ اصلی هستند مناسب است. |
سطحهایِ RSI
اگر منظور از «عددِ خوب»، سطحِ RSI باشد: زیرِ ۳۰ یعنی احتمالِ «فروش بیش از حد» (ارزانبودن) و زمانِ مناسبی برایِ بررسیِ خرید؛ بالایِ ۷۰ یعنی احتمالِ «خرید بیش از حد» (گرانبودن) و زمانِ بررسیِ فروش؛ و عددِ ۵۰ نشاندهندهیِ تعادل میانِ خریدار و فروشنده است.
پرسشهای متداول
وقتی RSI پایین است بخرم؟
بعضی معاملهگران زیرِ ۳۰ را نشانهیِ خرید میدانند، چون فکر میکنند دارایی در ناحیهی «فروش بیش از حد» است و برمیگردد. اما این به شرایط بستگی دارد: اگر دارایی در یک روندِ نزولیِ قوی باشد، ممکن است مدتها همانطور زیرِ ۳۰ بماند. در چنین حالتی معاملهگران معمولاً منتظرِ تأییدِ ابزارهایِ دیگر میمانند.
وقتی RSI بالا است چه میشود؟
RSI بالا ممکن است نشان بدهد دارایی در ناحیهی «خرید بیش از حد» است و قیمت پایین بیاید؛ برای همین گاهی آن را سیگنالِ فروش میدانند. اما همانطور که دیدیم، در روندِ صعودیِ قوی RSI بالا میماند و قیمت هم بالاتر میرود.
واگرایی با بازگشت چه فرقی دارد؟
در واگرایی، RSI از قیمت عقب میماند؛ در بازگشت، قیمت از RSI عقب میماند. مثلاً در واگراییِ نزولی، قیمت اوجِ بالاتر میسازد و RSI اوجِ پایینتر؛ ولی در بازگشتِ منفی، RSI اوجِ بالاتر میسازد و قیمت اوجِ پایینتر.
جمعبندی
RSI یکی از محبوبترین نوساننماهایِ تحلیلِ تکنیکال است که سرعت و میزانِ تغییراتِ قیمت را با عددی بینِ صفر تا صد نشان میدهد. با سطحهایِ ۷۰ و ۳۰ میتوان ناحیههایِ «خرید بیش از حد» و «فروش بیش از حد» را دید؛ با واگرایی، بازگشت و رد نوسان، احتمالِ برگشتِ روند را بررسی کرد؛ و با هماهنگکردنِ سطحها با جهتِ روند، به سیگنالهایِ قابلِاعتمادتری رسید. اما هیچ سیگنالی صددرصد نیست؛ RSI را همیشه با تحلیلِ قیمت، ابزارهایِ دیگر و مدیریتِ سرمایه ترکیب کنید.